
bulding (ساختمان )
jok , SMS
WWE ( کشتی کج )
boy & girl
plane ( هواپیما )
picture ( عکس )
program ( برنامه )
Aboat mobile ( کلیپ و برنامه و تم و ... )
Do You Know ? ( آیا میدانید ؟)
funny(خنده دار)
music (موزیک)
Game cheat (رمز بازی)
... (کاریکلماتور)
PC ( کامپیوتر )
News Of Artists ( اخبار هنرمندان )
Short News ( اخبار کوتاه )
Biography (بیوگرافی)
Karikator (کاریکاتور)
LOVE (عاشقانه)
car (ماشین)
Tiles(حکایت و عارفانه)
Islam ( اسلام و دینی )
Videos (ویدیو)
براي جستجو در تمام مطالب سايت واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :

اطلاعيه هاي سايت :
به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم
در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ
خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد اگر تمایل
به ارسال اس ام اس ها و وارد شدن آن ها در وب را دارید با ID :
BVG_Online در تماس باشید .
در ضمن ویدیو ها و موزیک هایتان را به ای میل BVG_Online@yahoo.com
ارسال نمایید تا ما در وب قرار دهید !!! .
چرا شیعیان بنی امیه را در زیارت عاشورا لعنت میکنند؟!
.........................................
در فقرات زیارت عاشورا این گونه آمده است «لعن الله بنیامیه» یعنی خدا تمام بنیامیه را لعنت كند.
اولاً لعن بنیامیه منحصر به ریارت عاشورا نمیباشد تا خدشهای به اصل این زیارت شریفه وارد شود بلكه احادیث، تاریخ و سیره فریقین مكتب امامت و خلافت نیز آمده است.
ثانیاً: علاوه بر این، لعن و مذمت آنها در قرآن كریم نیز آمده است:
1ـ سوره اسراء: « و ما جعلنا الرؤیا التی اریناك الا فتنةً للناس و الشجرة الملعونه فیالقرآن و نخوفهم فما یزید الا طغیاناً كبیراً»[1].
ابتدا نظرات مفسرین اهل سنت را میآوریم آنگاه به نظر مفسرین مكتب امامت میپردازیم:
از مفسران و دانشمندان اهل سنت؛ فخر رازی، آلوسی، سمعانی و قنوجی و بخاری در تفسیر این آیه نقل كردهاند كه پیامبر اكرم r در خواب دید، بنیامیه مانند بوزینگاه از منبر او بالا میروند و از این مطلب خیلی ناراحت شد و فرمود: «بنیامیه شجره ملعونه هستند».[2]
از جمله مفسران شیعه كه گفتهاند: منظور از شجره ملعونه در قرآن بنیامیه میباشند عبارتند از: شیخ طوسی، طبرسی، صاحب منهج الصادقین، شبّر و علامه طباطبایی و... .
2ـ سوره ابراهیم: «الم تر الی الذین بدّلوا نعمة الله كفراً و احلّوا قومهم دارالبوار»[3] تفسیر مجمع البیان در تفسیر این آیه شریفه حدیثی را نقل میكند كه در ضمن آن، مصداق این آیه بیان شده است: مردی از حضرت امیرالمؤمنین u درباره این آیه سؤال كرد، حضرت فرمود: «هم الافجران من قریش، بنوامیه و بنوالمغیرة»[4]. یعنی مراد آیه قرآن دو قبیلهاند كه فاجرترین قبایل قریش هستند آنها بنیامیه و بنیمغیره میباشند.
همچنین روایتی را محدثان اهل سنت از پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) نقل كردهاند به این مضمون كه: هلاك و نابودی امت من به دست جوانانی از قریش خواهد بود كه بخاری و مسلم آن را به بنیامیه تطبیق كردهاند.[5]
اما لعن در زیارت عاشورا: لعن به معنی طرد و دور نمودن از رحمت است. و لعن خدا به معنی دور ساختن از مقام قرب و تبعید از جوار رحمت الهی است، واژه لعن در قرآن كریم به صورتهای مختلف آمده مثل «لعنهم الله بكفرهم» یعنی«طردهم و ابعدهم من الرحمة»[6] و در زیارت عاشورا هم به همین معنی میباشد«لعن الله بنیامیة قاطبةً» یعنی خدا لعنت كند و از رحمت خود بنیامیه را تماماً دور سازد. ظاهر عبارت حتی با قطع نظر از تأكید و تعمیم به لفظ قاطبه، عام است و شامل تمام بنیامیه میشود و كلمه قاطبه تعمیم آن راتأكید میكند.پس به مقتضای آیه شریفه گذشته و این كلمه اززیارت عاشورا هیچیك از بنیامیه مؤمن نبودهاند.
از طرفی یقین داریم كه تعدادی از بنیامیه از خوبان و مومنان واقعی و پیروان ولایت اهل بیت (علیهم السلام) بودهاند مثل: خالد بن سعید بن العاص[7] و ابوالعاص بن ربیع كه از بیعت با ابیبكر سرباز زدند و با امیرالمؤمنین (علیه السلام) ثابت قدم ماندند.[8]
امامه دختر همین ابوالعاص بعد از رحلت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به وصیت او به همسری حضرت علی u درآمد و یكی دیگر از بنیامیه كه از یاران حضرت امیر است، محمد بن ابیحذیفه میباشد كه مادر او دختر ابوسفیان بود ولی او از خواص یاران امیرالمؤمنین میباشد و در راه محبت آن جناب رنجها كشد و سالها در زندان معاویه كه دایی او بود به سربرد و در نهایت، او با معاویه همراهی نكرد.
پس اكنون در تعاریض بین آیات و متن زیارت عاشورا و روایات با خصوص این افراد چه باید كرد؟
در این مورد باید گفت: مراد از بنیامیه آن گروهی هستند كه در جهت غصب خلافت و خاموش كردن نور خدا و انكار ولایت ائمه اطهار (علیهم السلام) همپیمان شده و با شمشیر و زبان، در بعضی و دشمنی اهلبیت همراهی نمودند و از آن جهت كه اغلب قریب به اتفاق بنیامیه در این مسیر بودند و بسیار كم بودند كسانی كه در جهت مخالفت با پیامبر اسلام r نباشد و به حكم «النادر كالمعدوم» آن تعداد ناچیز نادیده گرفته میشئند. در جهت عكس هم این گونه است در بنیهاشم اكثر به اتفاق موافق با راه پیامبر اكرمr بودند و كسانی همچون ابولهب وجود داشتند كه در روش از بنیهاشم جدا محسوب شده و مخالف پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) بودند.
نكته قابل توجه این است كه؛ از آنجا كه اغلب بنیامیه در تضاد با حق بودند مورد نص قرار گرفتهاند، نه از آن جهت كه از اولاد و فرزندان امیه بودند و این یقینی است كه حتی اگر شخصی از بنیهاشم باشد ولی در مسیر مخالفت با ذات ربوبی قدم بردارد، مورد نص الهی قرار میگیرد همانند ابولهب كه سوره مسد در شأن او نازل شده است و این قانون اختصاص به زمان گذشته ندارد و در تمام زمانها ساری و جاری است، بدین معنی كه حتی در این زمان هم اگر كسی بر عقیده بنیامیه باشد و عمل نماید، مشمول لعن الهی واقع خواهد شد و یا اگر از لحاظ عقیده و عمل، با اهلبیت (علیهم السلام) همراه باشد از پیروان آنان شمرده خواهد شد. و این مطلب از فرمایش مولی الموحدین علی u به خوبی برمیآید كه فرمودند: راضی بودن و ناراضی بودن، مردم را در سلك یك امت و گروه جمع میكند، همان گونه كه در قبیلة ثمود در جریان كشتن ناقه صالح u قاتل یك نفر بود كه آن اشتر را كرد ولی عذاب الهی بر همة آنان نازل شد، چون همه آنان به فعل او راضی بودند.[9] پس ملائك خوب و بد بودن اطاعت و عصیان است نه نژاد و از فلان قوم و قبیله بودن چنان كه خداوند متعال، خطاب به حضرت نوح (علیهم السلام) كه تقاضای نجات پسر معصیت كارش را نمود با عتاب میفرماید: «انه لیس من اهلك انه عمل غیر صالح …» وحضرت رضا u به حسن بنجهم فرمودند: «او واقعاً پسر نوح بود ولكن چون از اطاعت الهی سرباز زد خداوند او را از فرزندی نوح خارج ساخت و همین گونه است كه اگر كسی از ما بنیهاشم باشد اطاعت خداوند نكند از ما نیست و توچون اطاعت الهی نمودی از ما اهلبیت خواهی بود، همان گونه كه در مورد سلمان فارسی خطاب سلمان منّا اهل البیت صادر شد».
مؤید دیگر از قرآن كریم است كه میفرماید: «انما المؤمنون اخوة».[10] یعنی ایمان موجب اخوت میشود و عدم آن موجب قطع اخوت میشود، هر چند برادر امام و فرزند امام باشد.
قضیه برخورد حضرت علی u با برادرشان زید بن موسی بن جعفر معروف است كه او خدمت آن حضرت رسید و سلام كرد، حضرت جواب سلام او را ندادند، عرض كرد: من پس پدرتان هستم چرا جواب سلام مرا نمیدهید؟ حضرت پاسخ دادند تا زمانی برادر من هستی كه اطاعت الهی داشته باشی و چون عصیان الهی كردی دیگر بین من و تو برادری نخواهد بود.[11]
مؤید دیگر، فردی است از بنیامیه به نام سعد بن عبد الملك كه از اولاد مروان است و امام باقر u به او لقب سعدالخیر دادند. روزی سعد بر آنحضرت وارد شد در حالی كه همچون مادر فرزند از دست داده گریه میكرد، حضرت از او علی گریه را جویا شدند پاسخ داد: چگونه گریه نكنم و حال این كه من از شجره ملعونه هستم، حضرت به او فرمودند: تو از بنیامیه نیستی تو از ما هستی تو مگر قرآن نخواندی و این آیه شریفه را نشنیدی كه از قول حضرت ابراهیم حكایت میكند كه فرمود «فمن تبعنی فانه منی»[12] آن كه از من پیروی كند از من است.[13]
در نتیجه این كه؛ اگر مراد از بنیامیه؛ آن گروهی باشد كه در جهت غصب خلافت اهلبیت (علیهم السلام) حركت كردهاند، خروج امثال خالد بن العاص، محمد بن ابی حذیفه و … خروج تخصصی خواهد بود، یعنی داخل بنی امیه نبودهاند تا گفته شود به چه دلیل استثنا شدهاند و اگر خروج تخصصی را هم نپذیریم، آیه شریفه و فقره زیارت عاشورا به این روایات مذكور، تخصیص خورده است و از این قبیل در قرآن زیاد است.
«والسّلام»
کیفر و ضررهای خود ارضایی چیست؟
خود ارضایی عمل حرام و گناه كبیره است و هر گاه شخصی این عمل زشت را انجام داد باید غسل جنابت كند، توبه نماید و به دنبال ترك آن باشد. این عمل ضررهای زیادی دارد از جمله برای دختران ممكن است به پرده ی بكارت آنها آسیب برسد و باعث عفو نت هایی شود و همچنین در ضعف چشم و گوش و اعصاب و بر هم ریختن وضع عمومی بدن تأثیر دارد.
راه مقابله و ترك این عمل:
1. پرهیز از تحریك جنسی توسط نگاه کردن فیلمهای مبتذل و مجلات و عكسهای سكسی
2. پرهیز از خلوت كردن و تنها بودن
3. تا وقت خواب نرسیده به رختخواب نرود و به محض بیدار شدن از رختخواب جدا شود.
4.با افرادی كه این عمل را انجام می دهند هم صحبت نشود.
5. از پوشیدن لباسهای نرم و تنگ خودداری كند و به جاهای حساس بدن مثل آلت تناسلی و سینه ها دست نزند.
6. جایگزین كردن عادت خوب بجای آن مثل حل جدول و مطالعه و ورزش كردن و ...
7. رژیم غذایی مناسب از غذاهای محرك قوای جنسی مثل فلفل و پیاز و ... پرهیز شود.
8. از خدا كمك بخواهد و دنبال توبه و ترك این معصیت باشد.
چراخواوند در قران از ضمير مذكربراي خودش استفاده كرده است؟و چرا مذكر بر مونث تعميم داده شده است؟
علت اینکه خداوند در قرآن کریم از ضمیر مذکر برای خودش استفاده نموده، این است که قرآن به زبان عربی نازل شده است، و استفاده از ضمیر مذکر برای خداوند متعال مطابق قواعد و ادبیات زبان عربی است. چون خداوند متعال نه مؤنث حقیقی است و نه مذکر حقیقی، و از موارد کار برد قیاسی و سماعی مؤنث مجازی هم نیست پس براساس قواعد زبان عربی براي ذات متعالی خداوند باید از ضمایر، اسامی و صفات به صورت مذکر (مجازی) استفاده نمود. علاوه اینکه نشانه های لفظی مذکر و مؤنث بیان کننده منزلت و جایگاه ارزشی نمی باشند.
زبان قرآن عربى است و زبان عربى برخلاف زبان فارسى از دو نوع ضمایر مذکر و مؤنت برخوردار است طبیعى است که هر کتابى بخواهد با این زبان نوشته شود، اگر چه کتاب الهى باشد، باید از قواعد آن زبان پیروى کرده و بر آن ساختار باشد. زبان عربی به علت نداشتن ضمیر خنثی، بعضی از چیزهایی که فارغ از جنسیت باشند را با ضمیر مذکر می آورد. البته نظیر این در زبانهای دیگری مثل زبان فرانسه نیز وجود دارد. با اتکا به این نکته می توان نتیجه گرفت که آوردن ضمیر مذکر، ربطی به صفات مردانه ندارد. در واقع می توان گفت که قرآن مغلوب نگاه مرد سالارانه متداول در فرهنگ زمانه خویش نشده است، بلکه یک ویژگی زبانی است، که گوینده را پایبند به رعایت آن می کند. بنابر این، قرآن به مقتضاى این که به زبان عربى نازل شده است، با همین گفتمان سخن مىگوید و هماهنگ با قواعد عربى از ضمایر و واژگان مذکر برای خداوند بهره مىگیرد.
به بیان دیگر:
از طرفی؛ در زبان عربی، اسمها و فعلها (بجز فعلهای متکلم وحده و متکلم مع الغیر) دو نوع می باشند: مذکر و مؤنث، و مذکر و مؤنث نیز به حقیقی و مجازی تقسیم می شوند.
موجوداتی که دستگاهها و آلات ذکورت و انوثت (مردانگی و زنانگی) داشته باشند مذکر و مؤنث حقیقی اند و گرنه مجازی خواهند بود. مذکر حقیقی مانند «رجل» (مرد) و «جمل» (شتر نر ) و مونث حقیقی مانند «امرأة» (زن) و «ناقة» (شتر ماده)؛ و مذکر مجازی مانند: «قلم» و «جدار» (دیوار)، مؤنث مجازی مانند: «دار» (خانه) و «غرفه» (اطاق). وکار برد مؤنث مجازی درمواردی مانند؛ اسامی شهرها و اعضاء زوج از بدن، قیاسی و بر طبق قاعده است ودربقیه موارد قاعده خاصی ندارد و سماعی است یعنی ملاک فقط شنیدن از عرب زبانهاست و باید دید عرب زبانها درچه مواردی بکار می برند و اگر چیزی مؤنث حقیقی و مجازی و نیز مذکر حقیقی نباشد، مذکر مجازی خواهد بود.[1]
و از طرف دیگر چون خداوند نه زاینده و نه زائیده شده و نه چیزی مثل اوست.[2] و از موارد کار برد قیاسی و سماعی مؤنث مجازی هم نیست پس براساس قواعد زبان عربی براي ذات متعالی خداوند باید از ضمایر، اسامی و صفات به صورت مذکر (مجازی) استفاده نمود.
به این نکته هم باید توجه داشت که نشانه های لفظی مؤنث و مذکر، بار ارزشی ندارند و نشانه و دلیل بر کرامت و منزلت نیست، لذا اگر نشانه های لفظی مذکر، به خاطر کرامت و منزلت خاص، دارای ارزش بود، برای غیر انسان مثل بقر و حمار و موجودات پلیدی مثل شیطان و ابلیس ... نباید از افعال یا اسامی یا ضمایر و ... دارای نشانه های لفظی مذکر استفاده می شد.
و همینطور اگر نشانه های لفظی مؤنث ، دلیل و نشانه ی نقص و بی ارزشی بود، برای موجودات با ارزشی مانند:خورشید، (شمس)، زمین (ارض)، مردان (الرجال)، آب ( ماء) و ...، و برای بهترین اعمال و بهترین جایگاهها مثل؛ نماز(صلوة) ، زکات(زکاة)، جنت، نشانه های لفظی مؤنث نمی آوردند[3].
گرانترین عروسی های جهان
قهرمان بدنسازی جهان(طنز)
جک +18
Three Days Grace | Bography - Mp3 - Video
Gun 'n Roses | November Rain Lyrics
Past SlipKnot vs. MushroomHead
مطالب کرکره خنده
بدترین اتفاقی که ممکن است برای یک شناگر زن بیفتد
ساخت مجسمه های قول پیکر با آدامس های جویده شده
امی جکسون خوشگلترین دختر نوجوان سال 2009
مبارزه با بوی بد عرق بدن
درمان جای جوش در جوانان
Va Artists | Better On the Other Side
Andy Ft. Bon jovi | Stand By Me
یه فالگیری خیلی باحال و خفن که جئاب هم میده . شک نکنین
